چقدر زود این خونه سوت و کور شد...
دوس دارم بنویسم از این روزا ...این همه دلتنگی ...این همه نبودن ها...این همه نگرانی...
و شاید فقط یه جا هست که می تونم بهش پناه ببرم... یه تکیه گاه خیلی دور...خیلی نزدیک...
نمی خوام هیچ وقت این تکیه گاه رو از دست بدم...
سلام
"این همه دلتنگی ...این همه نبودن ها...این همه نگرانی... "
بیشتریا همین فکرو میکنن
ولی باید با قدرت از این همه مشکلات رد شد
دوست دار تو - همراه
ممنونم:)
همیشه سعی می کنم محکم باشم...
منم تکیه گاه دارم
تعدادشونم کم نیست
خیلین
ولی مدتیه دارم سعی میکنم خودم تکیه گاه باشم
شمام سعی کنین
سعیه شیرینیه