منتظری چه شکلی دیده بشی؟ مگه فرقی هم می کنه؟؟ دوست داشتی برات فرقی می کرد؟ مثلا دوست داشتی خدا وقتی از اون بالا که خودت بگو چند برابر این 20 سانتی متر هست، بهت نگاه می کرد فرقی می کرد براش بین مثلا بلند قد ترین انسان روی زمین.... دست بزار روی قلبت.... فرقی نداره چه شکلی باشی چه رنگی باشی چند متری باشی.... فرق نمی کنه عکس آدم تویه این مستند دماغ اومده باشه یا تویه مستند رکوردها.... مهم اینکه ...... (چقدر نصیحت، چقدر تکرار واضحات، چقدر روزها و شبام تکراری شدن!!!) یه جوک بگو بخندیم... خوشحالم که شادی... خوشحالم که می خوای شاد باشی ارادتمند علیرضا
مرسی واسه نصیحت ها :) احتمالا دیشب ماه عسل (برنامه علی خانی ) رو ندیدی؟!که اینا رو میگی:پی
هیچ چیز اتفاقی که می افتد اتفاقن نیست حتا به دنیا که حتمن نمیخواستم اتفاقی بود باید برای قبلن بردارم وقتی برای بعدن ندارم صرفی ندارد وقتهای زیادی که صرفن می… عمری امورِ خانم برای فعلن بودم مثلن به اسمِ عمرن سند نخوردم که خانمان بی سِمَت کنم هرکه با سمتهای من برطرف شد طوری طرف شد که انصافن ندارد که هیچ درسطرهایم پیچ میخورد لطفن ندارد که هیچ هیچ میبرد البته عمرن زیاد نیستم زیادی نوشتم بعدن یکی میآید و پاک میکند چیزهایی که ننوشتم درسمتهای سرگذشتم من از لحاظِ خودم خیلی لحاظ شدم بیهوده ازلحاظِ دیگر زن را لحاظ میکنم بی شک زیاد نبودم زیادی بودند مثلِ خودکشی کردن یا مثلِ خودکشی کردن درمثلِ خط کشی کرده باشند جایی جا کشیدهام جایی درازکشیدهام که شکهای مختلف تشکیل میدهد درحرفهایی که از مطمئن شنیدهام وقتی مطمئنن ندارم که لطفی برای بعدن نگه دارم دستی به سبکِ لطفن ندارم که برموهای نسبتن بگذارم از قبیلِ زن قبلن زیاد داشتم قلبن زیاد نداشتم دیگر با شوخی ندارم شوخی با دیگر ندارم مثلِ با هرچه هست حسِّ خاصی داشتم با هرچه بود هستِ خاصی دارم حالی به حالی نمیکنم بخشیدن نمیگذارد حالم که مستی گذشته باشد از ترسیدن از نمی ترسمی که سرهای نترس داشت منجر شد نترسیدنی که منجر به این ترس شد ترسی که از واقعی وقتی میگذرد وقعی نمیگذارد نمیگذارد از واقعن جز نیست حادثهای که در حالِ اتفاقن است
----- تمام اشتباهات کاملا عمدی هستند....
راستی متوجه نشدم چرا این شعر رو برات نوشتم!!! اگه متوجه شدی بهم بگو
فک کنم می خواستی منو دیوونه کنی!:)
راستی یه بار همچین چیزی خوندم...به نشر من این جور نوشته ها می خوان میزان تحمل خواننده رو بسنجن!ببینن کی کم میاره و تا کجاش ادامه میده!!!
[ بدون نام ]
یکشنبه 8 شهریورماه سال 1388 ساعت 07:06 ب.ظ
اینجوری دیده می شی :
@
البته اگه کلاه مکزیکی سرت کنی!!
در کل Face 2 Face زیباتری
من Face to Faceتو بیشتر دوست دارم
نیلوفر تو دیوونه ای!
باور کن!!!
بیکاری می شینی فکر می کنی از 20 سانتی متر بالاتر
چه جوری یی؟
من نگرانتم انقدر به ذهنت فشار میاری!!!
مرسی که هستی نیلوفر عزیز و دوستداشتنی
اول نفهمیدم کی هستی ولی وقتی دیدم که نوشتی :نیلوفر تو دیوونه ای، فهمیدم!
مگه منو دیدی؟شاید همیشه کلاه مکزیکی داشته باشم !!!
هیچکس با من نیست !...مانده ام تا به چه اندیشه کنم... مانده ام در قفس تنهایی...در قفس میخوانم... چه غریبانه شبی ست... شب تنهایی من[گل] امیدوارم هیچ وقت تنها نباشید [لبخند] یکی از دکلمه هامو با صدای خودم تو وبلاگ گذاشتم خوشحال میشم نظر بدید ...
منتظری چه شکلی دیده بشی؟ مگه فرقی هم می کنه؟؟
دوست داشتی برات فرقی می کرد؟
مثلا دوست داشتی خدا وقتی از اون بالا که خودت بگو چند برابر این 20 سانتی متر هست، بهت نگاه می کرد فرقی می کرد براش بین مثلا بلند قد ترین انسان روی زمین....
دست بزار روی قلبت.... فرقی نداره چه شکلی باشی چه رنگی باشی چند متری باشی.... فرق نمی کنه عکس آدم تویه این مستند دماغ اومده باشه یا تویه مستند رکوردها....
مهم اینکه ...... (چقدر نصیحت، چقدر تکرار واضحات، چقدر روزها و شبام تکراری شدن!!!)
یه جوک بگو بخندیم...
خوشحالم که شادی... خوشحالم که می خوای شاد باشی
ارادتمند
علیرضا
مرسی واسه نصیحت ها :)
احتمالا دیشب ماه عسل (برنامه علی خانی ) رو ندیدی؟!که اینا رو میگی:پی
هیچ چیز اتفاقی که می افتد اتفاقن نیست
حتا به دنیا که حتمن نمیخواستم
اتفاقی بود
باید برای قبلن بردارم
وقتی برای بعدن ندارم
صرفی ندارد وقتهای زیادی که صرفن می…
عمری امورِ خانم برای فعلن بودم
مثلن به اسمِ عمرن سند نخوردم که خانمان بی سِمَت کنم
هرکه با سمتهای من برطرف شد
طوری طرف شد که انصافن ندارد که هیچ
درسطرهایم پیچ میخورد
لطفن ندارد که هیچ هیچ میبرد
البته عمرن زیاد نیستم زیادی نوشتم
بعدن یکی میآید و پاک میکند چیزهایی که ننوشتم
درسمتهای سرگذشتم
من از لحاظِ خودم خیلی لحاظ شدم
بیهوده ازلحاظِ دیگر زن را لحاظ میکنم
بی شک زیاد نبودم زیادی بودند
مثلِ خودکشی کردن
یا مثلِ خودکشی کردن
درمثلِ خط کشی کرده باشند جایی جا کشیدهام
جایی درازکشیدهام
که شکهای مختلف تشکیل میدهد
درحرفهایی که از مطمئن شنیدهام
وقتی مطمئنن ندارم
که لطفی برای بعدن نگه دارم
دستی به سبکِ لطفن ندارم
که برموهای نسبتن بگذارم
از قبیلِ زن قبلن زیاد داشتم
قلبن زیاد نداشتم
دیگر با شوخی ندارم
شوخی با دیگر ندارم
مثلِ با هرچه هست حسِّ خاصی داشتم
با هرچه بود هستِ خاصی دارم
حالی به حالی نمیکنم بخشیدن
نمیگذارد حالم که مستی گذشته باشد از ترسیدن
از نمی ترسمی که سرهای نترس داشت منجر شد
نترسیدنی که منجر به این ترس شد
ترسی که از واقعی وقتی میگذرد وقعی نمیگذارد
نمیگذارد از واقعن جز نیست
حادثهای که در حالِ اتفاقن است
-----
تمام اشتباهات کاملا عمدی هستند....
راستی متوجه نشدم چرا این شعر رو برات نوشتم!!! اگه متوجه شدی بهم بگو
فک کنم می خواستی منو دیوونه کنی!:)
راستی یه بار همچین چیزی خوندم...به نشر من این جور نوشته ها می خوان میزان تحمل خواننده رو بسنجن!ببینن کی کم میاره و تا کجاش ادامه میده!!!
اینجوری دیده می شی :
@
البته اگه کلاه مکزیکی سرت کنی!!
در کل Face 2 Face زیباتری
من Face to Faceتو بیشتر دوست دارم
نیلوفر تو دیوونه ای!
باور کن!!!
بیکاری می شینی فکر می کنی از 20 سانتی متر بالاتر
چه جوری یی؟
من نگرانتم انقدر به ذهنت فشار میاری!!!
مرسی که هستی نیلوفر عزیز و دوستداشتنی
اول نفهمیدم کی هستی ولی وقتی دیدم که نوشتی :نیلوفر تو دیوونه ای، فهمیدم!
مگه منو دیدی؟شاید همیشه کلاه مکزیکی داشته باشم !!!
اینم یه دلیلی داشت نوشتنش:)
احسانم دیگه!
نیاز به نوشتن بود؟!!!
نه واقعا:)
شکل خودت...
هیچکس با من نیست !...مانده ام تا به چه اندیشه کنم... مانده ام در قفس تنهایی...در قفس میخوانم... چه غریبانه شبی ست... شب تنهایی من[گل]
امیدوارم هیچ وقت تنها نباشید [لبخند]
یکی از دکلمه هامو با صدای خودم تو وبلاگ گذاشتم خوشحال میشم نظر بدید ...
سلام مهمه برات ؟هر جوری که خودت فکر کنی هستی.موفق باشی.شاد زی
نه مهم نیس!
آره تابلو عاشقانه است!
بیست سانت مهم نیست ..اما فکر کنم برای تو مهم اینه که بفهمی تو دید اونی که دوست داره چجوری به نظر میای
منظورم همین بود...
یاد این شعر افتادم:مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است...
چرا شعر رو خراب میکنی دختر
مقصود من از کعبه و بت خانه تویی تو
e?
مگه چی نوشتم؟!
آها...واقعا معذرت^_^