من باید بنویسم!
هر روز در آرزوی شهاب بارانی دیگرم
تمام آرزوهایم را نوشته ام...
برای دانه دانه ی شهاب ها نقشه کشیده ام...
می خواهم تمام آرزوهایم را بر آورده کنم...
اول از همه خانه ای می خواهم دور...
خانه ای که نیلوفر ها دیواره اش باشند...
و شقایق ها سنگفرش حیاطش...
خانه ای که در آن نقاشی کشیدن آسان است...
زندگی کردن آسان..عشق ورزیدن آسان...رویا داشتن آسان...کار آسان...زندگی آسان...
دوم همدمی می خواهم نزدیک..
همدمی که نیلوفر ها فلسفه اش باشند...
و قلبش لبریز از شقایق ها...
همدمی می خواهم که دستانش زندگی باشند...و شانه اش بلند ترین رویای زندگی ام...و نگاهش زنده ترین نگاه ها...
سوم خدایی می خواهم سرشار...
خدایی که عاشق ِ نیلوفر ها باشد...
عاشق نیلوفر هایی که فراموشکارند،عاشقند،خجالتی اند...عاشق نیلوفرهایی که خود آفریده است...خود ...
خدایی که سرشار است از شقایق ها ...
می خواهم باور کنم که نیلوفر ها دروغ نمی گویند...
این ها برای یک زندگی طولانی کافی نیست؟!
نیلوفر شهریور ۸۸
پ.ن
این رو خوندم...داداشم بهم یه درس بزرگ داده...شما هم بخونینش:نوشته ی عارف
قشنگ نوشتی
ممنون:)
سلام
۱-خیلی قشنگ بود بدون تعارف و حس با حالی بهم داد
۲-امیدوارم به همه آرزوهات برسی
۳-چقدر ظالمی تو، چرا شقایق ها سنگفرش باشن؟ چرا چون برای رسیدن به نیلوفر ها باید شقایق ها رو له کرد؟
۴-ایشالا روزی برسه که همه چیز آسون بشه حتی تحمل سختی ها
۵-از همدمت چقدر انظار داری ولی ایشالا پیداش کنی و بهش برسی
۶-اون خدا الان هم هست فقط باید اطرافت رو خوب نگاه کنی
۷-دروغ نگفتن نیلوفر ها به خودشون بستگی داره
۸-خیلی حرف زدم ببخش
۱.ممنون
2.بازم ممنون!
3.ای بابا ...سنگ فرش که بد نیست که:) اگه مواظب باشیم گل ها له نمی شن:پی
4.همه چیز آسون میشه...
5.دیگه دیگه!می خواس همدم من نشه:پی
6.الانم دارمش:)
7. ...
8.خواهش داداش:)
تو زیبا می نویسی .
اینقدر که من با این حال بدم یه ساعته دارم مطالبتو می خونم
سبز باشی .
ممنون مریم جان
سلام
قشنگ نوشته بودی
آرزو های زیبای داری .. اما یه چیزی بگم یکم آرزوی تنبلی هم داشتی *ــ* مگه میشه همه چیز آسون باشه دختر .. آدم وقتی طعم چیزی رو احساس میکنه که سختیش رو چشیده باشه
موفق باشی
ویادت رفت آقا پسر که وقتی چیزی آسون میشه که آدم باعلاقه انجامش بده...آسونی رو این طور معنی می کنم;)
چرا . . .
این ها حتی برای بهشت هم کافیست . . .
ممنون این خیلی قشنگ بود...این جمله ات منو یاد یه فیلم انداخت...آخرین صحنه ی فیلم ِ TWILIGHT...
ممنون احسان جان
سلام .
من جای تو بودم اول خدا رو می خواستم بعد بقیه اونا که گفتی وقتی خدا رو داشته باشی دیگه بودن و نبودن چیزای دیگه برات مهم نیست...............نیلوفر گلم دوست دارم.....خونه ات سرشار از گل نیلوفر و شقایق
راستی من لینکت کردم تو دوست نداری منو لینک کنی؟
ممنون سمیرا جان...
راستی من لینکتون کرده بودم...اما مثل اینکه لینکتون رو اشتباهی داده بودم...الان درست شد...واقعا ببخشید:)
آره منم موافقم که اول باید خدا رو نوشت...ولی فک کنم که تعریف علیرضا خیلی خوب بود...که آخرین آرزوم درواقع تعریف خودم بود!
ممنون میای اینجا عزیزم
مرسییییییی
خیلی عالی بود.....
خودت شماره زدی پس منم عین دوستت شماره می زنم:
1- لازم نیست حتما آسمون بارونی بشه یا نورانی، تا تو آرزو کنی .... دلت که زلال بشه ... حست که خوب فوران کنه.... رویای خوب کودکی را فروختیم به این همه خواب ها جورواجور ولی حالا در حسرت یک رویا هستم ... با این سن رویا می خواهیم و علاجمان همان واقعه ای هست که مسیح هم گفت
2- هیچ خانه ای نقاشی کشیدن رو آسون نمی کنه... گرچه یک نگاه یک دل می تونه آسون ترین نقاشی رو خلق کنه......
3- فلسفه ی نیلوفری ... چقدر قشنگ........... وقتی نوشتی زنده ترین نگاه ها یاد این افتادم: نگاهت را در بند مژه هایم اسیر می کنم تا سرشار از زندگی شوم با نگاه زنده ات
4- آخرش هم آرزو نبود ... خودت رو تعریف کردی... خودت رو توصیف کردی.... فقط نمی دونم چرا فراموشکار! مگه خوبه؟! بعضی وقتا آره ولی در اکثر مواقع؟... وقتی می گم آخری آرزو نبود چون خواستی پیدا کنی... خدایی رو که عاشق باشه.... سرشار از عطر و زیبایی گل....
5- اینها برای یک زندگی ابدی کافی است.... به اضافه یک چیز دیگر.....
می دونی... نه نمی دونی ... علاقه رو خودت باید صرف کنی.... امنیت شانه ها رو باید خودت ببینی و حس کنی....
-----
خیلی عالی بود.... باید رو حذف کن ولی بنویس...
۱.خیلی قشنگ بود...رویای کودکی رو فروختیم...
2.شاید منظور همون آرامش داشتن...بودن کسی هست که بتونی بکشیش...خونه ای که مال خودت باشه...مثل همین جا که مال منه....
3.آره می دونی یه جمله ی قشنگ چند وقت پیش شنیده :من کسی رو دوست ندارم که چشمای قشنگی داره...کسی رو دوست دارم که قشنگ نگاه می کنه...و برای این تعبیر این دوکلمه به نظرم مناسب اومد...زنده ترین نگاه ...!
4.اینو قبول دارم....برای فراموشکار هم دوستای نزدیکم می دونن چرا اینو نوشتم!
با حرفات موافقم.
5.ممنون علیرضا جان...
......
بازم ممنون
قشنگ بود نیلو جان....
زیبا نوشتی
امیدوارم به همه آرزوهای قشنگت برسی (;
ممنون...
منم امیدوارم
ای ول باحال نوشتی
ممنون
سلام جالب بود مرسی
موفق باشی
ممنون فرهاد جان:)
نیلوفر جان شرمنده کردی آبجی
خیلی ممنون
خواهش داداش
سلام !
باز هم مثل همیشه !
چقدر ارزو و برای رسیدن به این همه شهاب سنگ باید هم سفر کویر بشی . باید نیمه شب تن داغتو به تن یخ زده ی کویر تکیه بدی و مات آسمونش بشی تا بهت شهاب سنگاشو هدیه بده !
و من به سخاوتمندی کویر و تشنه تر از اون ندیدم
انشا الله به اتوپیات برسی !
چند شب دیگه همسفر کویرم...و دارم فکر می کنم که چه آرزویی کنم...