خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...
خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...

پسران آدم،دختران حوا

پسران آدم،دختران حوا




اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته باران ها را
تماشا کند
و اگر اصرار کرد
بگویید برای دیدن توفان ها
رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد






فردا باران خواهد آمد...اگر نیامد خودم می بارم...
آن چنان که تو را سیل ببرد...ببارم؟
حاضری؟

عینک قرمز...

داشتم فک می کردم که من فقط تو خونه، اونم فقط شبا ،عینک می زنم...هیچ کسی منو با این عینک قرمز نمی بینه... تو طول روز هم عینک نمی زنم...

من با عینک یه آدم دیگه ام!باور کن!



پ.ن

برای دیدن تاریخ روز
تقویم را باز می کنم
و تعجب می کنم از اینکه
روزها طبق پیش بینی تقویم
به پیش می روند







نظرات 12 + ارسال نظر
زنده وار شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:55 ب.ظ http://zendevar.blogsky.com

اگر کسی مرا خواست...اگر...
--------
منتظرم...

خیلی دوست دارم که همیشه اولین جزو اولین نفرایی هستی که میای...مرسی:)

301040 شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 09:05 ب.ظ http://301040.blogsky.com

جو

جان؟

shaghayegh شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 09:15 ب.ظ

agar.........................................................................................................................................................................

...................

نیما۱۳۹۴ شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 10:58 ب.ظ http://www.nima1394.blogfa.com

بزن بارون بزن بارون بزن خیسم کن ای بارون

خیلی این شعرو دوس می داریم!:دی

محمد مزده شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 10:59 ب.ظ http://foulex.blogsky.com

:(
آب اگرچه بی صدا ترین ترانه بود
تشنگی بهانه بود ...

اینو از اون نوشته ای که توش یه شال سبز داشتی هم بیشتر دوست داشتم

:)
مرسی...
امیدوارم همیشه چیزای قشنگ تری بنویسم...

نیما۱۳۹۴ شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:01 ب.ظ http://www.nima1394.blogfa.com

آخه این خانمه چرا پا برهنست.
می گفتی کفشامو تقدیم می کردم تازه شلوار هم نداره می گفتی شلوارمو نه شلوار واسش می خریدم پاش نچاد

شما لطف دارین به این خانومه:))
چه آدم فداکاری...واقعا جای تحسین داره:):پی

نیما۱۳۹۴ شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:02 ب.ظ http://www.nima1394.blogfa.com

شبا که می خوای بخوابی عینک رنگی بزن خوابهای رنگی ببینی عزیزم

چشم:)
احتمالا همه ی خوابام قرمز میشن!

سیامک سالکی یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 02:06 ق.ظ http://tighoabrisham.blogsky.com

سلام، خوبی؟

چرا ملت رو میپیچونی خوب؟
اگر کسی سراغت رو گرفت بهش میگم:
به سراغ نیلو اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی او...
(با تشکر از همکاری صمیمانه ی سهراب سپهری!).

اینجا داره بارووووووووووون میاااااااااااااااااد...

از شما و آقای سپهری خیلی ممنونم...خیلی این شعرو دوس دارم خیلیییییی...مرسی:)

کاش اینجا همک بیاد:(
هوا اینجا ابریه...آدم احساس می کنه که آسمون بغض کرده..ولی بارون نمیاد:((

فارeس یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 01:13 ب.ظ http://my-memories.blogsky.com

ببینم یه سوال، باران که جمع نداره ! داره ؟!
ولی خب شعر گفتنت داره پیشرفت میکنه دخترم
عالی بود
راستی منم تازگیا یه عینک سفید گرفتم .. برای کار
موفق باشی

خب تو تعبیرات شعری گاهی این اتفاق میفته...
میگه:در تنگنای قافیه خورشید خر شود!
یعنی اگه جایی شاعر قافیه کم بیاره حتی ممکنه به جای خورشید از خر استفاده کنه!
حالا باران هم اگه جمع بسته شه اشکال نداره!:پی
عینک بهت میاد فک کنم!باید مثل این بچه درسخونا بشی!آره؟:پی

فارeس یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 03:35 ب.ظ http://my-memories.blogsky.com

آره تو شعرای عربی به این موضوع پی برده بودم فقط میخواستم به اطلاعات لغوی خودم اضافه کرده باشم
موفق باشی

تو هم موفق باشی...

محمود دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 12:56 ق.ظ http://my-idle-talks.blogspot.com/

چندین بار تلاش کردم که در کامنت هایت رتبه یک را کسب کنم ولی نشد گویا داستان از این قرار است که در کامنت هایت اول از آخر شوم ...
جالب است میگویند دل به دل لوله کشی است ! بعضی اوقات تا این لوله به دل نفر بعدی برسد طول میکشد آهنگ باران را از بلاگ جولی خانوم دانلود کردم پلی نمودم و آمدم اینجا دیدم صحبت باران است .

عکس بارانی کلی بهمان حال داد سیو نمودیمش ...
حالا چرا قرمز ؟ و چرا فقط شب ها ؟
تا به حال شده که تقویم را فراموش کنیم ؟ من امتحانش کردم این چند مدتی ! کلی لذت به همراه خودش سوقات میآورد !

چشمهایتان بارانی نباشد و بس - محمود

برای من همین که همیشه کامنت می ذارین کافی و عالیه:)
کلی هم ارزش داره...:)
عینکم هم قرمزه چون وقتی خریده بودمش ازش خوشم اومد...قبلنا دبیرستان که بودم می زدمش...خیلی قشنگ و شیکه:دی
ولی الان دیگه عینک نمی زنم...اما شبا که خونه ام دوس دارم همه چیو خوب ببینم!:دی

من زمانی که کنکور داشتم سعی می کردم زمان رو فراموش کنم...!

چشم های شما نیز.ممنونم خیلی:)

´Òòº°¤.¸.·´BinamoBineshan`·.¸.¤°ºóÓ` دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 06:10 ب.ظ http://binamobineshan.persianblog.ir

منم فقط تو خونه عینک میزنم

از عینک بدم میاد
دوس ندارم با عینک کسی منو ببینه

باران و ب.ن هم قشنگ بود

به من می گن وقتی عینم میزنی شبیه انیشتین میشی!پی

خوشالم خوشت اومده:)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد