خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...
خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...

برای همه ی کسانی که فرفره ندارند...

من فرفره ندارم!

 

برای تو...!:

 

من هنوز که هنوز است

به آسمان می نگرم

تمام خطوط هوایی دنیا را

که از بالای اتاقم می گذرند

می شناسم.

من می دانم تو روزی

با یک هلی کوپتر یا هواپیما

در اتاق من فرود می آیی

اصلا مخصوص تو یک باند هوایی هم ساخته ام.

یک روزی که خیلی هم دیر نیست.

 

می دانستی تمام خطوط ریلی دنیا

از اتاق من می گذرند؟

و من هنوز که هنوز است

با یک شاخه گل رز

توی همه ی ایستگاه های اتاقم منتظرم!

 

فقط بگو زمینی می آیی یا هوایی؟

نه اصلا مهم نیست

خواستی با اتوبوس بیا

یا حتی با پای پیاده

فقط بیا

من همین جا نشسته ام

توی یکی از گوشه های اتاقم.

***

می دانستی تمام فرفره های دنبا

تو که حرف می زنی می چرخند؟

می دانستی تمام چتر های دنیا

صدای تو که می آید می چرخند؟

اصلا تا حالا وقتی حرف می زدی به فرفره ها و چتر ها نگاه کرده ای؟

می دانستی تو که حرف می زنی من ساکت می شوم؟

کاش من هم فرفره بودم،چتر بودم

می چرخیدم.

کاش من هم فرفره داشتم ،چتر داشتم

تو که حرف می زدی

نمی باریدم...

 



نیلوفر آبان 88(یه بعد از ظهر دلگیر)

 

نظرات 11 + ارسال نظر
Uncreated یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:29 ب.ظ http://thelightscream.blogspot.com/

... و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام...

(شمارو نگفتما:دی)
بعد از ظهر منم خیلی دلگیر بود...هی میومدم هی می رفتم...!

سراپا خیس

از عشق و باران

در پاسخ شان چه خواهی گفت

اگر بپرسند

آستینت را

کدام یک تر کرده است؟...

Uncreated یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:34 ب.ظ

راستی من هم فرفره ندارم!
مرسی گلم...

:)
خواهش می کنم...امیدوارم یه روز برای کسایی که فرفره دارن بنویسم:)و اون روز هممون فرفره داشته باشیم!

محمود دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 01:14 ق.ظ http://my-idle-talks.blogspot.com/

و زمانی که بعد از ظهر یکشنبه به بعد از ظهر های جمعه تبدیل میشوند ...

دلگیر نباشید - محمود

شما چی شما فرفره دارین؟!

فارeس دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 06:44 ق.ظ http://my-memories.blogsky.com

سلام
عالی بود .. واقعا عالی بود
یعنی صداش اینقد قشنگه که همه چیز از خود بیخود میشه ؟!

مرسی:)

می دونی گاهی طنین صدای یه نفر اصن مهم نیست..مهم اینه که صدا مال" اون "باشه!حالا هر صدایی باشه!
اما صداشم قشنگه!!پی
نمی دونم اگه کسی بخواد درباره ی صدای من بنویسه چی می نویسه؟!
راستی تو فرفره داری؟
راستی هنوزم دلتنگی؟!

*تنها صداست که می ماند(به قول فروغ)

نیما۱۳۹۴ دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 05:40 ب.ظ http://www.nima1394.blogfa.com

سلام
من دو تا فرفره دارم که همش می چرخند. و از خدا می خوام تا من هستم بچرخند.
یکی رنگی ویکی سیاه وسفید.
امیدوارم که شما هم فرفره دار بشی. و تا آخر واست بچرخند.

ایشالا شما و فرفره هاتون تا دنیا دنیاس بچرخین:)
ایشالا همیشه هم باد ِمساعد بیاد:دی

ممنون نیما خان:)

´Òòº°¤.¸.·´BinamoBineshan`·.¸.¤°ºóÓ` دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 06:02 ب.ظ http://binamobineshan.persianblog.ir

این دست خطت قشنگ که بود هیچ؛ به دلم نشست(یه جورایی همزاد پنداری کردیم باهاش)

مرسی نیلوجان

مرسی عزیزم...:)
به قول معروف از دل اومده بود که به دلت نشسته:پی

محمود سه‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 04:04 ق.ظ http://my-idle-talks.blogspot.com/

فر فره ؟ هی...
یادش بخیر کاش به دوران فرفره بازی برگردم ! حداقل آن روز ها چتر اگر نداشتیم و مامان بابا چتر بالای سرمان نگه می داشتند یک فرفره ی ذپرتی یا زپرتی داشتیم و دنیایمان همچون فرفره ای هفت رنگ بود چرخ روزگار هم همچو او مدام با فوت هایمان میچرخید !


فرفره باز باشید - محمود

پ.ن : نمیدانم چرا این کودک درونمان تا پایش به خانه ی شما میرسد ز بس قلقلکیست دستشویی اش میگیرد !

بس که کودک درونتان حساس است...:)

ولی من بچه بودم یادم نمیاد فرفره داشتم!فک کنم هیچ وقت نداشتم!

بچه رو زیاد این جا نیارین...بیچاره اذیت میشه:پی(منظور کودک درونتان است:))

محمد مزده سه‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 08:04 ب.ظ http://foulex.blogsky.com

ای کاش من هم می تونستم شعر بگم ...
عالی بود
خیلی ...
.....
کاش من هم فرفره داشتم ،چتر داشتم
تو که حرف می زدی
نمی باریدم...

ممنونم...خیلی بهم لطف دارین:)
داستانای شما به اندازه ی هزار تا شعر ارزش دارن:)

سیامک سالکی چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 01:51 ق.ظ http://tighoabrisham.blogsky.com

خیلی قشنگ و دلنشین بود...

ممنونم

مهسا چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:07 ب.ظ

نیلو جونم عالی بود عزیزم...خیلی...خیلی...
مخصوصا:
فقط بیا

من همین جا نشسته ام

توی یکی از گوشه های اتاقم.

آخه از این بهترم میشه؟
یه کم بحث فرفره رو واسم باز میکنی؟شرمنده ها...

مرسی عزیزم...

خوشالم که خوشت اومده:)

فرفره نمادیه برای اینکه چقدر صدای یه نفر می تونه دوست داشتنی باشه...یعنی فرفره ها از شوق نی چرخند...اما من ساکت می شوم و می بارم...گریه ام میگیرد...کاش که من هم فرفره داشتم تا تو که حرف می زدی ....تا وقتی فرفره ها از صدایت هیجان زده می شوند....من همم مثل یک بچه سرگرم میشدم و گریه نمی کردم...

امیدوارم خوب توضیح داده باشم:پی
مرسی که میای عزیزم:):*

مهسا چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 02:36 ب.ظ

وبلاگ به این قشنگی مگه میشه نیام؟خواهش میکنم گلم.توضیحتم عالی بود

ممنونم عزیزم:)

مرسی که میای و میخونی:)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد