خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...
خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...

ممنوع من...





بخند ممنوع ِمن
که با هر بوسه، هزار تازیانه می نویسند؛
فرشتگان ِشانه ها...
که هیچ دستی آن ها را لمس نکرده است
فرشتگان ِحسود...
همه چیز را خواهند نوشت...*





من گرگ خیال بافی هستم/الیاس علوی





نظرات 6 + ارسال نظر
shaghayegh چهارشنبه 16 دی‌ماه سال 1388 ساعت 10:39 ب.ظ

ma ra mibakhshad ari an khodaiee ... k shaer ra dli divane dadast..... fruq

محمود پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1388 ساعت 01:16 ب.ظ http://www.my-idle-talks.blogspot.com

زیبا بود خیلی ممنون دکمه تشکر نداره وگرنه از تشکر استفاده مینمودم ....

فرشته نباشید - محمود

Uncreated پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1388 ساعت 07:30 ب.ظ

خیلی قشنگ بود...:X

فروغ پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1388 ساعت 11:24 ب.ظ http://www.noqte.blogsky.com

خدای من چه شعری چه عکسی!!!!

جولی پولی جمعه 18 دی‌ماه سال 1388 ساعت 09:03 ق.ظ http://binamobineshan.persianblog.ir

گناه نیست به خدا، این عشقه ثواب هم داره

علیرضا-نیما شنبه 19 دی‌ماه سال 1388 ساعت 12:45 ب.ظ http://www.nadem.ir

پرنده‌های بی‌آسمان
ماهیان بی‌دریا
شنیده‌ام خندیده‌اید
هر چند آهسته آهسته
تا آرامش همسایه نشکند.
شنیده‌ام از یاد برده‌اید
برای لحظه‌ای
دلتنگی را
آوارگی را.
---
عکست به شعر پری بیشتر شبیه بود: (البته به نظر من که نظر من مهم نیست خونه خونه ی تو هست)
پری‌های دریایی / آوازهای زیبا می‌خوانند / و ملوانان خسته لبی می‌خواستند / لطیف‌تر از صخره / حوریان بهشتی آن قدر شیطان بودند / تا صد و بیست و چهار هزار آدم را بفریبند / تو اما / پرنده‌ای هستی / با سبدی از انگورهای سیاه / سیب‌های سرخ

خیلی خیلی شعر قشنگی بود...شعر اولی رو می گم...خیلی دوسش داشتم:)

ممنون برای هردو شعر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد