خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...
خونه ی نیلوفر

خونه ی نیلوفر

بیا و ناگهانی دفترم را از زیر دستم بکش و بخوان ...

بدون شرح

چرا نمی فهمین خب؟

من حالم خوب نیست...سرما خوردم...نمی تونم درست نفس بکشم...اعصابم خورده...دوس دارم دو ساعت با آرامش بخوابم...این قدر منو اذیت نکنین...از همتون بدم میاد...از همتون...این قدر منو اذیت نکنین...می فهمین؟!




پ.ن:فقط دوس دارم یه کم آروم باشم...خیلی قبولش سخته؟



پ.ن:مشخصه که قاطی کردم!!!



پ.ن:نظرات رو بعدا تایید می کنم!





نظرات 4 + ارسال نظر
فارeس شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 06:29 ب.ظ http://my-memories.blogsky.com

یعنی چی میخوای بخوابی ؟
پس من اینحجا ببو تشریف دارم میخوام باهات بحرفم
زود پاشو قبل از اینکه موهات رو بکشما

نمی خوام! موهامو ول کن:( اصن دوس دارم همش بخوابم!:(
سرما خوردم:(

عارف شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 06:39 ب.ظ http://shabzakhmi.blogsky.com

یاد این شعر هم افتادم:
ببین می خنده نیلوفر
روی بام و در و ایوون
قشنگ رقص پروانه
توی موسیقیه بارون

خوب میشی

خوب میشم اگه خدا بخواد...

سامان شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 09:01 ب.ظ http://yadame.ir

بسم الله الرحمان رحیم، خوب چرا فحش میدی، بر لعصابت مصلت باش نیلوفر خانم

:)
دیکته چند می شدین؟:)
مسلط:)

ممنون که سر زدین

سامان یکشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 02:20 ق.ظ

13
اعصاب + مسلط
خوب خودم همینجوری نوشتم، واسه خنده، دیدم زیاد سرحال نیستین خواستم یکم بخندین

:)
مرسی سامان جان...خندیدم منم:)
مرسی که به فکر بودی:)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد