در تنهایی هام
به همه ی پرستو های دنیا فکر می کنم
مخصوصا به آن دو پرستو که همیشه پشت پنجره ی اتاقم بودند...
همان هایی که هیچ وقت نشد اهلی شان کنم ...درست مثل تو...
خب من از همان اول هم خوب بلد نبودم !
پرستو ها را نمی شناختم
اما دلم بزرگ بود...
ترسو نبودم
بعد ها فهمیدم؛
پرستو ها را اهلی نمی شود کرد...
مخصوصا وقتی خودت اهلی نباشی !
خب نه تنها من اهلی نبودم
تو هم برای خودت یک پا پرستو بودی...
هر دو پریدن بلد بودیم...
گاهی فکر می کنم چرا باید دو پرنده با هم آشنا شوند؟
چرا ؟
شاید اگر یکی از ما شکارچی بود ،
شاید اگر یکی از ما پرنده نبود...خزنده بود،چرنده،یا حتی جهنده ... همه چیز بهتر می شد !
بد تر از همه این بود که تو پرستو بودی و من پروانه! هیچ کدام اهلی نبودیم!
ببین بال های من مثل تو نیست...زود ترک بر میدارند ...زود می شکنند...
نیلوفر.فروردین 89
خیلی شعرت قشنگ بود .....
اما واسه اهلش ، ما که اهلی نبودیم .
بله نبودیم ، شاید بودیم ولی هیچکس ما را نخواست .
ایشالا کسی پیدا شه که حسابی اهلیتون کنه!:)
قشنگ بود
اصلا کلا نوشته های خود رو دوست دارم بخونم و ترجیح میدم کپی پست ها رو نخونم :دی
خزنده با پرستو نمیشه که .. میشه ؟
میگماااااا .. شب بیا نت ببینم چه مرگته :پی
ممنون
خب بعضی آدما مثه خزنده ان...بعضی ها مثه پرنده!
اگه مشکلی پیش نیاد آن میشم حتما جناب دکتر!ببینم خودت دندون دردت خوب شد؟!! یا دوباره دیشب دندون درد شدی؟!:پی
سلام نیلوفرخانم وبلاگ خوبی داری البته میدونم این جمله دیگه تکراری شده .
ممنونم...شاید تکراری باشه...ولی مطمئنا دلنشینه...
امیدوارم به همین زودی اهلی بشی
یا اینکه یکی پیدا بشه اهلیت کنه
پرستو ها خیلی مظلومن... خیلی هم غریبن... حالا چرا پرستو!؟؟
شاید ها خیلی زیادند مثل دیروز و فردا.... اما اکنون و امروز خیلی اندک....
امیدوارم امروزت بهتر از دیروز و فردات بهتر از امروزت باشه
شاد باشی و همیشه پرنده... چه عیبی داره اهلی نباشیم... یک عمر اهلی بودیم و بدون بال و بی پرواز تازه الان مطمئن شدیم که اهلی نبودیم گرچه وحشی هم نبودیم... بگذریم
خوشبخت باشی
ما اهلی بشو نیستیم رفیق!